دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی nuance به فارسی
تفاوت ظریف، ریزهکاری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Borrowed from French nuance, from Latin nūbēs.
اسم
- جمع
- nuances
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
تفاوت ظریف، ریزهکاری
A minor distinction.
hidden nuances
تفاوتهای ظریف پنهان
ظرافت یا جزئیات دقیق
Subtlety or fine detail.
Understanding the basics is easy, but appreciating the nuances takes years.
درک اصول اولیه آسان است، اما درک ریزهکاریها سالها زمان میبرد.
فعل
- سومشخص مفرد
- nuances
- وجه وصفی حال
- nuancing
- گذشته ساده
- nuanced
- اسم مفعول
- nuanced
با ظرافت تغییر دادن، ریزهکاری کردن
To apply a nuance to; to change or redefine in a subtle way.
The artist nuanced the painting with delicate shades.
هنرمند نقاشی را با سایههای ظریف ریزهکاری کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه nuance را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.