دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی nonchalant به فارسی
خونسرد، بیاعتنا، آرام و بیخیال
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French nonchalant, from Old French nonchaloir, meaning to be unconcerned.
صفت
- صفت تفضیلی
- more nonchalant
- صفت عالی
- most nonchalant
خونسرد، بیاعتنا، آرام و بیخیال
Casually calm and relaxed.
We handled the whole frenetic situation with a nonchalant attitude.
ما تمام آن موقعیت شلوغ را با نگرشی خونسرد مدیریت کردیم.
مترادفها: carefree، cool، easygoing
بیتفاوت، بیعلاقه، نامشتاق
Indifferent; unconcerned; behaving as if detached.
He is far too nonchalant about such a serious matter.
او در مورد چنین موضوع جدیای بسیار بیتفاوت است.
مترادفها: blasé، unconcerned
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه nonchalant را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.