دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی nominate به فارسی
نامزد کردن، کاندید کردن برای یک نقش یا موقعیت خاص
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin nōminātus, from nōminō (I name), from nōmen (a name).
فعل
- سومشخص مفرد
- nominates
- وجه وصفی حال
- nominating
- گذشته ساده
- nominated
- اسم مفعول
- nominated
نامزد کردن، کاندید کردن برای یک نقش یا موقعیت خاص
To name someone as a candidate for a particular role or position.
She was nominated for the position of chairperson.
او برای سمت ریاست نامزد شد.
از پیش مشخص کردن که توپ در کدام جیب بیفتد
To specify in advance which pocket a ball will be potted in.
He nominated the corner pocket before shooting.
او قبل از ضربه، جیب گوشه را مشخص کرد.
مترادفها: call، name
نامیدن، نام گذاشتن بر
To entitle, confer a name upon.
The charter nominates the new settlement by the founder's name.
منشور، شهر جدید را به نام بنیانگذار نامگذاری میکند.
مترادفها: name، call
صفت
نامگونه، مربوط به زیرگونهی اصلی
Nominotypical; relating to the nominate subspecies.
The nominate subspecies is found in Europe.
زیرگونهی اصلی در اروپا یافت میشود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه nominate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.