دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی nominate به فارسی

نامزد کردن، کاندید کردن برای یک نقش یا موقعیت خاص

بریتانیایی: /ˈnɒm.ɪ.neɪt/ آمریکایی: /ˈnɑː.mə.neɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin nōminātus, from nōminō (I name), from nōmen (a name).

فعل

سوم‌شخص مفرد
nominates
وجه وصفی حال
nominating
گذشته ساده
nominated
اسم مفعول
nominated
۱.

نامزد کردن، کاندید کردن برای یک نقش یا موقعیت خاص

To name someone as a candidate for a particular role or position.

She was nominated for the position of chairperson.

او برای سمت ریاست نامزد شد.

۲.

از پیش مشخص کردن که توپ در کدام جیب بیفتد

بیلیارد

To specify in advance which pocket a ball will be potted in.

He nominated the corner pocket before shooting.

او قبل از ضربه، جیب گوشه را مشخص کرد.

مترادف‌ها: call، name

۳.

نامیدن، نام گذاشتن بر

منسوخ

To entitle, confer a name upon.

The charter nominates the new settlement by the founder's name.

منشور، شهر جدید را به نام بنیانگذار نام‌گذاری می‌کند.

مترادف‌ها: name، call

صفت

۴.

نام‌گونه، مربوط به زیرگونه‌ی اصلی

جانورشناسی

Nominotypical; relating to the nominate subspecies.

The nominate subspecies is found in Europe.

زیرگونه‌ی اصلی در اروپا یافت می‌شود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه nominate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.