دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی nationalisation به فارسی
ملتسازی، فرایند تبدیل شدن به یک ملت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: nationalization US، Oxford British English
ریشهشناسی
From French nationalisation, from nationaliser, from national.
اسم
- جمع
- nationalisations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
ملتسازی، فرایند تبدیل شدن به یک ملت
The act or process of making or becoming a nation.
The nationalisation of India was a complex process.
ملتسازی هند فرایندی پیچیده بود.
ملیسازی، دولتی کردن داراییهای خصوصی
The act of taking formerly private assets into public or state ownership.
The nationalisation of the railways was controversial.
ملیسازی راهآهن جنجالبرانگیز بود.
متضادها: privatisation، privatization
ملیگرایی، ناسیونالیستی شدن
The act of becoming nationalistic.
The nationalisation of the population followed the war.
ملیگرایی مردم پس از جنگ افزایش یافت.
مترادفها: patriotisation
یکسانسازی ملی، از بین رفتن تنوع محلی و منطقهای
The process of losing local and regional variation and becoming national in character and scope.
The nationalisation of the media reduced regional differences.
یکسانسازی ملی رسانهها تفاوتهای منطقهای را کاهش داد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه nationalisation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.