دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی nostalgia به فارسی

دلتنگی برای وطن یا خانه و خانواده، احساس غربت، غم غربت

بریتانیایی: /nɒsˈtæl.dʒə/ آمریکایی: /nɑːˈstæl.dʒə/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: nostalgy archaic

ریشه‌شناسی

From New Latin nostalgia, from Ancient Greek νόστος (returning home) and ἄλγος (pain).

اسم

جمع
nostalgias
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

دلتنگی برای وطن یا خانه و خانواده، احساس غربت، غم غربت

اکنون نادر

A longing for home or familiar surroundings; homesickness.

She felt a sudden pang of nostalgia for her mother.

ناگهان برای مادرش احساس دلتنگی کرد.

متضادها: nostopathy، nostophobia

۲.

حسرت گذشته، آرزوی گذشته، تاسه

A bittersweet yearning for the things of the past.

His nostalgia for the happy days of his youth was overwhelming.

یاد کردن حسرت‌آمیز او از روزهای خوش جوانی طاقت‌فرسا بود.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

nostalgic

۳.

دلتنگ (وطن یا خانواده و غیره)، درفراق، دچار در غربت

Feeling longing for home or familiar surroundings; homesick.

۴.

دستخوش حسرت گذشته، در آرزوی گذشته

Feeling a bittersweet yearning for the past.

he is very nostalgic for his parents

او خیلی دلش برای پدر و مادرش تنگ شده است.

عبارت‌های مرتبط

nostalgic
دلتنگ (وطن یا خانواده و غیره)، درفراق، دچار در غربت
nostalgic
دستخوش حسرت گذشته، در آرزوی گذشته

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه nostalgia را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.