دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی naturalisation به فارسی
طبیعیسازی، اعطای تابعیت
بریتانیایی: /ˌnætʃərəlaɪˈzeɪʃən/ آمریکایی: /ˌnætʃərələˈzeɪʃən/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French naturalisation, from naturaliser.
اسم
- جمع
- naturalisations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
طبیعیسازی، اعطای تابعیت
Alternative spelling of naturalization.
She applied for naturalisation.
او برای اخذ تابعیت درخواست داد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه naturalisation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.