دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی normalisation به فارسی
هنجارسازی، نرمالسازی (املای بریتانیایی)
بریتانیایی: /ˌnɔːməlaɪˈzeɪʃən/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From normal + -isation or normalise + -ation.
اسم
- جمع
- normalisations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
هنجارسازی، نرمالسازی (املای بریتانیایی)
بریتانیایی
Non-Oxford British English standard spelling of normalization.
The normalisation of relations between the two countries took years.
هنجارسازی روابط بین دو کشور سالها طول کشید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه normalisation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.