دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی notional به فارسی
تصوری، ذهنی، نظری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From notion + -al.
صفت
- صفت تفضیلی
- more notional
- صفت عالی
- most notional
تصوری، ذهنی، نظری
Of, containing, or being a notion; mental or imaginary.
The notional value of the project was much higher than the actual cost.
ارزش تصوری پروژه بسیار بالاتر از هزینه واقعی بود.
مترادفها: conceptual، fancied، fanciful، ideal
نظری، فرضی، غیرتحقیقی
Speculative, theoretical, not the result of research.
This paper proposes a notional Federated Identity Management architecture.
این مقاله یک معماری نظری مدیریت هویت فدرال را پیشنهاد میکند.
لجوج، سرسخت
Stubborn.
He's so notional he won't change his mind.
آنقدر لجباز است که نظرش را عوض نمیکند.
مفهومی (در برابر: نسبتی)
Having descriptive value as opposed to a syntactic category.
The word 'beauty' is notional, as it represents an abstract concept.
کلمه «زیبایی» مفهومی است، زیرا یک مفهوم انتزاعی را نشان میدهد.
اسمی، تخمینی، مرجع
Used to indicate an estimate or a reference amount.
The notional principal of the swap was $1 million.
مبلغ اسمی معاوضه یک میلیون دلار بود.
پر از ایده یا خیال
Full of ideas or imaginings.
She's a notional artist with a vivid imagination.
او هنرمندی پر از ایده با تخیل زنده است.
اسم
- جمع
- notionals
شرکت صوری، جبههای در جاسوسی
A fake company used as a front in espionage.
The spy operated under a notional registered in the Cayman Islands.
جاسوس تحت یک شرکت صوری ثبتشده در جزایر کیمن فعالیت میکرد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه notional را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.