دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی nascent به فارسی
در حال تولد، در زایش، در شرف تکوین
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin nascēns, present participle of nascor (I am born).
صفت
در حال تولد، در زایش، در شرف تکوین
Emerging; just coming into existence.
The nascent company is already making a big impact in the tech industry.
شرکت در حال تولد در حال حاضر تأثیر زیادی در صنعت فناوری دارد.
مترادفها: emergent، emerging، immature، inchoate، incipient، infant
متضادها: dying، moribund
توصیف کمیت یا شیئی که از صفر یا آغازی ناچیز شروع به رشد میکند؛ همچنین ایجاد یا شناسایی یک دلتای بینهایت کوچک
Describing a quantity or object that is starting to grow from zero or an infinitesimal beginning; also the creation or identification of an infinitesimal delta.
In the nascent stages of infinitesimal calculus, the idea of a delta began to take shape.
در مراحل nascent حسابان بینهایت کوچکِ اولیه، ایدهٔ دلتای بینهایت کوچک کمکم پدیدار شد.
توصیف وضعیت، جنبه یا عمل یک مفهوم انتزاعی
Describing the state, aspect, or practice of an abstract concept.
nascent revolutionary ideas
عقاید انقلابی در حال تکوین
نوآیند، مربوط به حالتی از یک عنصر که تازه از ترکیبی آزاد شده و واکنشپذیری بالایی دارد؛ تازه سنتز شده
Of the state of an element at the time it is being generated from some compound or transitioning from one state to another; newly released from a compound and possessing heightened reactivity; newly synthesized by translation or transcription.
nascent chlorine
کلر نوآیند
در حال ظهور (در نشانشناسی)
Naissant.
The shield bore a nascent lion.
سپر شیری در حال ظهور داشت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه nascent را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.