دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی notation به فارسی
نشانهگذاری، به کار بردن علامت و نماد برای نشان دادن واژه و عبارت و عدد و مقدار و غیره
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin notātiō.
اسم
- جمع
- notations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
نشانهگذاری، به کار بردن علامت و نماد برای نشان دادن واژه و عبارت و عدد و مقدار و غیره
The act, process, method, or an instance of representing by a system or set of marks, signs, figures, or characters.
a system of notation
سازگان نشانهگذاری
نشانه، علامت، نشان، انگ (در ریاضی و موسیقی و آواشناسی و غیره)
A system of characters, symbols, or abbreviated expressions used in an art or science or in mathematics or logic to express technical facts or quantities.
mathematical notations
نشانههای ریاضی
یادداشت، خلاصهنویسی
A specific note or piece of information written in such a notation.
She made a notation in the margin of the book.
او در حاشیه کتاب یادداشتی نوشت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه notation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.