دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی notation به فارسی

نشانه‌گذاری، به کار بردن علامت و نماد برای نشان دادن واژه و عبارت و عدد و مقدار و غیره

بریتانیایی: /nəʊˈteɪ.ʃən/ آمریکایی: /noʊˈteɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin notātiō.

اسم

جمع
notations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

نشانه‌گذاری، به کار بردن علامت و نماد برای نشان دادن واژه و عبارت و عدد و مقدار و غیره

uncountable

The act, process, method, or an instance of representing by a system or set of marks, signs, figures, or characters.

a system of notation

سازگان نشانه‌گذاری

۲.

نشانه، علامت، نشان، انگ (در ریاضی و موسیقی و آواشناسی و غیره)

uncountable

A system of characters, symbols, or abbreviated expressions used in an art or science or in mathematics or logic to express technical facts or quantities.

mathematical notations

نشانه‌های ریاضی

۳.

یادداشت، خلاصه‌نویسی

countable

A specific note or piece of information written in such a notation.

She made a notation in the margin of the book.

او در حاشیه کتاب یادداشتی نوشت.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه notation را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.