دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی landslide به فارسی
ریزش کوه، زمینلغزه، رانش زمین
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From land + slide.
اسم
- جمع
- landslides
ریزش کوه، زمینلغزه، رانش زمین
A natural disaster that involves the breakup and downhill flow of rock, mud, water and anything caught in the path.
Heavy rains have caused several landslides.
بارانهای سنگین موجب چند مورد ریزش کوه شده است.
مترادفها: earthfall، landslip
پیروزی بزرگ، بردن با اکثریت زیاد
A vote won by a wide or overwhelming majority.
The candidate won at 61% to 39%, which most people are calling a landslide.
نامزد با ۶۱٪ در مقابل ۳۹٪ پیروز شد که بیشتر مردم آن را پیروزی بزرگی مینامند.
مترادفها: landslide victory
فعل
- سومشخص مفرد
- landslides
- وجه وصفی حال
- landsliding
- گذشته ساده
- landslid
- اسم مفعول
- landslid
دچار رانش زمین شدن، ریزش کردن
To undergo a landslide.
The hillside landslid after the storm.
تپه پس از طوفان دچار رانش زمین شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه landslide را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.