دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی longitudinal به فارسی

وابسته به درازا، طولی

بریتانیایی: /ˌlɒŋ.ɡɪˈtʃuː.dɪ.nəl/ آمریکایی: /ˌlɑːn.dʒəˈtuː.dɪ.nəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin longitūdō, meaning length.

صفت

۱.

وابسته به درازا، طولی

Relating to length.

The motion about the longitudinal axis of an airplane is called roll.

حرکت حول محور طولی هواپیما رول نامیده می‌شود.

متضادها: transverse

۲.

وابسته به طول جغرافیایی

Relating to geographical longitude.

The longitudinal position of a ship refers to its angular distance east or west from the prime meridian.

موقعیت طولی یک کشتی به فاصله زاویه‌ای آن به شرق یا غرب از نصف‌النهار مبدأ اشاره دارد.

۳.

در جهت محور طولی یک جسم

Running in the direction of the long axis of a body.

A fish with yellow longitudinal stripes.

یک ماهی با خطوط راه‌راه زرد و طولی.

۴.

مطالعه درازمدت، طولی

علمعلوم اجتماعی

Sampling data over time rather than merely once.

The scientists conducted a longitudinal study to examine the effects of the new drug.

دانشمندان یک مطالعه طولی انجام دادند تا اثرات داروی جدید را بررسی کنند.

متضادها: cross-sectional

اسم

جمع
longitudinals
۵.

قطعه طولی (در کشتی‌سازی و غیره)

Any longitudinal piece, as in shipbuilding etc.

The ship's longitudinals were made of steel.

قطعات طولی کشتی از فولاد ساخته شده بودند.

۶.

تراورس طولی راه‌آهن

راه‌آهن

A railway sleeper lying parallel with the rail.

The track was laid on longitudinal sleepers.

خط آهن روی تراورس‌های طولی نصب شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه longitudinal را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.