دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی logistics به فارسی
فرآیند برنامهریزی، اجرا و کنترل جریان و ذخیرهسازی کارآمد کالاها، خدمات و اطلاعات مرتبط
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From French logistique, from logis 'lodging place'.
اسم
- شمارشپذیری
- uncountable
فرآیند برنامهریزی، اجرا و کنترل جریان و ذخیرهسازی کارآمد کالاها، خدمات و اطلاعات مرتبط
The process of planning, implementing, and controlling the efficient flow and storage of goods, services, and related information.
the logistics of supplying food to all the famine areas were very complex
جزئیات آذوقه رسانی به کلیهی نواحی قحطی زده بسیار پیچیده بود.
لجستیک، لشکر آمایی، تدارکات لشکرکشی
The procurement, supply, maintenance, and transportation of equipment, facilities, and personnel.
The army needs to improve its logistics to ensure efficient supply delivery.
ارتش باید لجستیک خود را بهبود بخشد تا تحویل مؤثر تدارکات را تضمین کند.
مترادفها: supply line
مدخل ۲
ریشهشناسی
From logistic.
اسم
- شمارشپذیری
- plural
جمع logistic
Plural of logistic.
The logistics of the operation were carefully planned.
لجستیک عملیات با دقت برنامهریزی شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه logistics را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.