دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی legitimacy به فارسی
قانونی بودن، قانونیت، مشروعیت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From legitimate + -cy.
اسم
- جمع
- legitimacies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
قانونی بودن، قانونیت، مشروعیت
The quality or state of being legitimate or valid; validity.
the legitimacy of those claims
قانونی بودن آن ادعاها
مترادفها: legitimateness
متضادها: illegitimacy
حلالزادگی
Lawfulness of birth or origin; directness of descent as affecting the royal succession.
The legitimacy of the child was confirmed by the court.
حلالزادگی کودک توسط دادگاه تأیید شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه legitimacy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.