دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی latter به فارسی
دومی، اخیرالذکر، پسینگفته
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old English lætra, comparative of læt (late).
صفت
دومی، اخیرالذکر، پسینگفته
Being the second of two items.
Hassan and Hossein are twins, but the latter is shorter than the former.
حسن و حسین دوقلو هستند ولی دومی از اولی کوتاهتر است.
متضادها: former
پایانی، واپسین، آخر
Near or nearer to the end.
the latter part of the year
بخش پایانی سال
اخیر، نزدیک به زمان حال
In the past, but close to the present time.
the second volume deals with latter events
جلد دوم با رویدادهای اخیر سر و کار دارد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه latter را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.