دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی linguistic به فارسی

وابسته به زبان، لسانی

بریتانیایی: /lɪŋˈɡwɪs.tɪk/ آمریکایی: /lɪŋˈɡwɪs.tɪk/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From German linguistisch, from Latin lingua.

صفت

۱.

وابسته به زبان، لسانی

Of or relating to language.

The linguistic differences between the two dialects are fascinating.

تفاوت‌های زبانی بین این دو گویش جالب هستند.

متضادها: unlinguistic

۲.

وابسته به زبان‌شناسی، زبان‌شناختی

Of or relating to linguistics.

She is studying linguistic theories at university.

او در دانشگاه نظریه‌های زبان‌شناسی را مطالعه می‌کند.

متضادها: unlinguistic

۳.

مربوط به زبان رایانه

رایانش

Relating to a computer language.

Linguistic analysis of code helps detect errors.

تحلیل زبانی کد به تشخیص خطاها کمک می‌کند.

متضادها: unlinguistic

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه linguistic را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.