دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی literature به فارسی
ادبیات، آثار ادبی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: lit. abbreviation؛ literatuer obsolete
ریشهشناسی
From Latin litteratura, from littera meaning letter.
اسم
- جمع
- literatures
- شمارشپذیری
- usually uncountable
ادبیات، آثار ادبی
The body of all written works.
Persian literature
ادبیات فارسی
ادبیات یک ملت یا فرهنگ
The collected creative writing of a nation, people, group, or culture.
She studies French literature.
او ادبیات فرانسه مطالعه میکند.
مجموعه مقالات و نوشتههای علمی منتشرشده در مجلات دانشگاهی درباره یک موضوع خاص
All the papers, treatises, etc. published in academic journals on a particular subject.
the medical literature
متون پزشکی
ادبیات داستانی برجسته
Written fiction of a high standard.
He enjoys reading literature.
او از خواندن ادبیات لذت میبرد.
مترادفها: literary fiction
سواد، توانایی خواندن و نوشتن
Literacy; ability to read and write.
In earlier times, literature was a mark of education, and most villagers could scarce read or write.
در زمانهای گذشته، literature نشانی از آموزش بود و بیشتر روستاییان به سختی میتوانستند بخوانند یا بنویسند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه literature را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.