دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی liberal به فارسی

وابسته به علوم عمومی (علوم انسانی و هنر)

بریتانیایی: /ˈlɪb.ər.əl/ آمریکایی: /ˈlɪb.ər.əl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old French liberal, from Latin līberālis, meaning befitting a freeman.

صفت

صفت تفضیلی
more liberal
صفت عالی
most liberal
۱.

وابسته به علوم عمومی (علوم انسانی و هنر)

نادر

Pertaining to the liberal arts, providing general knowledge rather than vocational training.

He studied the liberal arts.

او علوم انسانی خواند.

۲.

گشاده‌دست، سخاوتمند

Generous; willing to give freely.

He was liberal with his compliments.

او در تعریف و تمجید سخاوتمند بود.

متضادها: authoritarian

۳.

فراوان، وافر

Ample, abundant; generous in quantity.

Add a liberal sprinkling of salt.

مقدار فراوانی نمک بپاشید.

۴.

بی‌بندوبار، هرزه

منسوخ

Unrestrained, licentious.

The liberal dances and riotous revels at the court drew sharp censure from the clergy.

رقص‌های بی‌بندوبار و جشن‌های سرکش دربار با سختی از سوی روحانیان محکوم شد.

۵.

آزاداندیش، ناسنت‌گرا

Open to new ideas, willing to depart from established opinions.

Her parents had liberal ideas about child-rearing.

والدینش درباره تربیت کودک دیدگاه‌های آزاداندیشانه داشتند.

متضادها: conservative

۶.

آزادیخواه، لیبرال، مترقی

سیاست

Open to political or social changes and reforms associated with liberalism.

She holds liberal views on education reform.

او دیدگاه‌های آزادیخواهانه‌ای درباره اصلاحات آموزشی دارد.

اسم

جمع
liberals
۷.

آزادیخواه، لیبرال

One with liberal views, supporting individual liberty.

He is a liberal who supports progressive policies.

او یک لیبرال است که از سیاست‌های پیشرو حمایت می‌کند.

۸.

ترقی‌خواه، چپ‌گرا

سیاست آمریکا

Someone with progressive or left-wing views.

Liberals often advocate for social justice.

ترقی‌خواهان اغلب از عدالت اجتماعی حمایت می‌کنند.

۹.

عضو حزب لیبرال، طرفدار لیبرالیسم

سیاست

A supporter of any of several liberal parties.

The liberal members of the British Parliament voted for the bill.

نمایندگان لیبرال در پارلمان انگلیس به لایحه رأی دادند.

۱۰.

لیبرال کلاسیک

سیاست بریتانیا

One who favors individual rights and laissez-faire markets (classical liberal).

Classical liberals emphasize free markets.

لیبرال‌های کلاسیک بر بازار آزاد تأکید دارند.

۱۱.

محافظه‌کار لیبرال

سیاست استرالیا

A conservative, especially a liberal conservative.

The Australian Liberal Party is a conservative party.

حزب لیبرال استرالیا یک حزب محافظه‌کار است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه liberal را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.