دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی literary به فارسی

وابسته به ادبیات، ادبی

بریتانیایی: /ˈlɪt.ər.ər.i/ آمریکایی: /ˈlɪt̬.ə.rer.i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French littéraire.

صفت

صفت تفضیلی
more literary
صفت عالی
most literary
۱.

وابسته به ادبیات، ادبی

Relating to literature.

a literary history

تاریخ ادبی

۲.

وابسته به کتاب و نویسندگی

Relating to writers or the profession of literature.

a literary agent

دلال ادبی، رابط میان نویسنده و ناشر

۳.

آشنا با ادبیات یا نویسندگی

Knowledgeable of literature or writing.

a literary man

یک مرد ادیب

۴.

ادیبانه، به سبک کتابی (در برابر محاوره‌ای)

Appropriate to literature rather than everyday writing; bookish.

her style is too literary

سبک او بیش از حد ادبی و کتابی است.

مترادف‌ها: bookly

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه literary را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.