دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی literary به فارسی
وابسته به ادبیات، ادبی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French littéraire.
صفت
- صفت تفضیلی
- more literary
- صفت عالی
- most literary
وابسته به ادبیات، ادبی
Relating to literature.
a literary history
تاریخ ادبی
وابسته به کتاب و نویسندگی
Relating to writers or the profession of literature.
a literary agent
دلال ادبی، رابط میان نویسنده و ناشر
آشنا با ادبیات یا نویسندگی
Knowledgeable of literature or writing.
a literary man
یک مرد ادیب
ادیبانه، به سبک کتابی (در برابر محاورهای)
Appropriate to literature rather than everyday writing; bookish.
her style is too literary
سبک او بیش از حد ادبی و کتابی است.
مترادفها: bookly
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه literary را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.