دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی long-term به فارسی
درازمدت، بلندمدت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: long term ؛ longterm
ریشهشناسی
From long + term.
صفت
- صفت تفضیلی
- longer-term
- صفت عالی
- longest-term
درازمدت، بلندمدت
Becoming evident after a relatively long time period.
long-term investment
سرمایهگذاری درازمدت
متضادها: short-term
درازمدت، بلندمدت
Extending over a relatively long time period.
long-term plans for the reconstruction of roads
نقشههای درازمدت برای بازسازی راهها
متضادها: short-term
قید
- صفت تفضیلی
- longer-term
- صفت عالی
- longest-term
در درازمدت، بهطور درازمدت
Over a relatively long period of time.
We need to think long-term.
باید در درازمدت فکر کنیم.
متضادها: short-term
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه long-term را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.