دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی literal به فارسی
تحتاللفظی، حرف به حرف، موبهمو، بیکموکاست
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: litteral obsolete
ریشهشناسی
From Middle English literal, from Old French literal, from Late Latin litteralis, from Latin littera (letter).
صفت
- صفت تفضیلی
- more literal
- صفت عالی
- most literal
تحتاللفظی، حرف به حرف، موبهمو، بیکموکاست
Exactly as stated; not figurative or metaphorical.
The literal translation is "hands full of bananas" but it means "empty-handed".
ترجمهی واژه به واژه «دستهای پر از موز» است اما به معنی «دستخالی» میباشد.
متضادها: figurative، metaphorical، nonliteral
تحتاللفظی، دقیق، بدون تفسیر اضافی
Following the letter or exact words; not free or taking liberties.
A literal reading of the law would prohibit it, but that is clearly not the intent.
خوانش تحتاللفظی قانون آن را منع میکند، اما این به وضوح منظور نیست.
تحتاللفظی (در تفسیر کتاب مقدس)، پیروی از معنای ظاهری با پذیرش استعاره در جای خود
Following the plainest reading of scripture, allowing metaphor where context indicates.
The literal interpretation of the Bible is common among some groups.
تفسیر تحتاللفظی کتاب مقدس در میان برخی گروهها رایج است.
وابسته به حروف الفبا، حرفی، الفبایی
Consisting of or expressed by letters of an alphabet.
A literal equation uses letters to represent numbers.
معادلهی حرفی از حروف برای نمایش اعداد استفاده میکند.
خشک، فاقد تخیل، بیروح، ملالانگیز
Unimaginative; matter-of-fact.
He has a literal mind and doesn't appreciate poetry.
او ذهنی خشک دارد و از شعر لذت نمیبرد.
بهعنوان قید تأکید (اغلب بهصورت غیرتحتاللفظی)
Used non-literally as an intensifier.
Telemarketers are the literal worst.
بازاریابهای تلفنی واقعاً بدترین هستند.
اسم
- جمع
- literals
غلط حرفی، اشتباه تایپی در یک حرف
A misprint that affects a letter.
The manuscript contains several literals.
نسخهی خطی شامل چند غلط حرفی است.
مترادفها: typo
مقدار ثابت (در برنامهنویسی)، مقدار لفظی
A value written directly in source code, not an identifier.
In Python, 42 is an integer literal.
در پایتون، ۴۲ یک مقدار ثابت عددی است.
مترادفها: literal constant
متغیر گزارهای یا نفی آن
A propositional variable or its negation.
In logic, a literal is either a proposition or its negation.
در منطق، یک لفظ یا یک گزاره است یا نفی آن.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه literal را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.