دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی leadership به فارسی

توانایی رهبری، لیاقت رهبری

بریتانیایی: /ˈliː.də.ʃɪp/ آمریکایی: /ˈliː.dɚ.ʃɪp/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From leader + -ship.

اسم

جمع
leaderships
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

توانایی رهبری، لیاقت رهبری

The capacity of someone to lead others.

She showed great leadership during the project, guiding her team to success.

او توانایی رهبری زیادی را در طول پروژه نشان داد و تیم خود را به سوی موفقیت هدایت کرد.

۲.

گروه رهبری، قائدین، پیشوایان

A group of leaders.

The leadership of the party was entirely corrupt.

رهبران حزب همه فاسد بودند.

۳.

مقام رهبری، رهبری

The office or status of a leader.

He was elected to the leadership of the party.

او به مقام رهبری حزب برگزیده شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه leadership را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.