دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی legacy به فارسی
ارث، میراث، ترکه، ماترک، ارثیه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English legacie, from Old French legacie and Medieval Latin lēgātia, from Latin lēgātum.
اسم
- جمع
- legacies
- شمارشپذیری
- countable
ارث، میراث، ترکه، ماترک، ارثیه
Money or property bequeathed to someone in a will.
He got a nice legacy from his uncle.
او از عمویش ارث خوبی بهدست آورد.
بازمانده، یادبود، میراث (مجازی)
Something inherited from a predecessor or the past.
John Muir left as his legacy an enduring spirit of respect for the environment.
میراث جان مویر روحیهای پایدار از احترام به محیط زیست بود.
مترادفها: heritage
فرزند فارغالتحصیل (که در پذیرش دانشگاه اولویت دارد)
The descendant of an alumnus, given preference in academic admissions.
Because she was a legacy, her mother's sorority rushed her.
چون او فرزند فارغالتحصیل بود، انجمن خواهری مادرش به او پیشنهاد عضویت داد.
صفت
باقیمانده از گذشته، قدیمی و غیرجاری
Left over from the past; old and no longer current.
The company still uses legacy software.
شرکت هنوز از نرمافزار قدیمی استفاده میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه legacy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.