دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی lexicon به فارسی

واژگان یک زبان

بریتانیایی: /ˈlek.sɪ.kən/ آمریکایی: /ˈlek.sɪ.kən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Byzantine Greek lexikón, via New Latin lexicon.

اسم

جمع
lexica، lexicons
۱.

واژگان یک زبان

The vocabulary of a language.

The English lexicon is constantly evolving.

واژگان زبان انگلیسی دائماً در حال تحول است.

مترادف‌ها: word-hoard، word-stock

۲.

فرهنگ لغت یا واژه‌نامه‌ای که بر روی واژه‌ها تمرکز دارد

فرهنگ‌نویسیزبان‌شناسی

A dictionary that includes or focuses on lexemes.

She spent years studying the ancient Greek lexicon.

او سال‌ها به مطالعه فرهنگ زبان یونانی باستان پرداخت.

مترادف‌ها: wordbook

۳.

فرهنگ لغت یونانی، عبری، لاتین یا آرامی باستان

A dictionary of Classical Greek, Hebrew, Latin, or Aramaic.

He consulted a Hebrew lexicon for the translation.

او برای ترجمه به فرهنگ لغت عبری مراجعه کرد.

۴.

ساختار واژگانی یک زبان برنامه‌نویسی

برنامه‌نویسی

The lexicology of a programming language.

The lexicon of Python is relatively simple.

ساختار واژگانی پایتون نسبتاً ساده است.

۵.

هر نوع فرهنگ لغت

نادر

Any dictionary.

He always carried a small lexicon in his pocket.

او همیشه یک فرهنگ لغت کوچک در جیبش داشت.

۶.

واژگان فردی، دانش واژگانی

The vocabulary used by or known to an individual.

Her lexicon includes many technical terms.

واژگان فردی او شامل بسیاری از اصطلاحات فنی است.

۷.

واژگان تخصصی یک موضوع خاص

A set of vocabulary specific to a certain subject.

The baseball lexicon includes terms like 'home run'.

واژگان بیسبال شامل اصطلاحاتی مانند 'home run' است.

۸.

فهرست واژه‌ها، واژه‌نامه

A list of words or terms; a glossary.

The book includes a lexicon of key terms.

کتاب شامل یک واژه‌نامه از اصطلاحات کلیدی است.

مترادف‌ها: glossary

فعل

سوم‌شخص مفرد
lexicons
وجه وصفی حال
lexiconing
گذشته ساده
lexiconed
اسم مفعول
lexiconed
۹.

به واژگان افزودن

گذرا

To add to a lexicon.

The committee lexiconed several new terms.

کمیته چندین اصطلاح جدید به واژگان افزود.

۱۰.

کوتاه کردن صدای فیلم برای هماهنگی با نسخه کوتاه‌شده

گذرافیلم

To shorten a soundtrack to fit a shortened version of a movie.

They lexiconed the soundtrack for the director's cut.

آنها صدای فیلم را برای نسخه کارگردان کوتاه کردند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه lexicon را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.