دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی leverage به فارسی

عمل اهرم، قدرت اهرم، بار خیزانی

بریتانیایی: /ˈliː.vər.ɪdʒ/ آمریکایی: /ˈlev.ɚ.ɪdʒ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From lever + -age.

اسم

جمع
leverages
شمارش‌پذیری
usually uncountable
۱.

عمل اهرم، قدرت اهرم، بار خیزانی

A force compounded by means of a lever rotating around a pivot; torque.

A crowbar uses leverage to pry nails out of wood.

آچار فرانسه از قدرت اهرم برای بیرون آوردن میخ از چوب استفاده می‌کند.

مترادف‌ها: mechanical advantage

۲.

نفوذ، قدرت، اعمال فشار

Any influence which is compounded or used to gain an advantage.

Try using competitors’ prices for leverage in the negotiation.

سعی کن از قیمت‌های رقبا برای اعمال فشار در مذاکره استفاده کنی.

۳.

استفاده از پول قرضی برای سرمایه‌گذاری، اهرم مالی

مالی

The use of borrowed funds to increase investment capacity, usually at high risk.

Leverage is great until something goes wrong with your investments and you still have to pay your debts.

اهرم مالی عالی است تا وقتی که سرمایه‌گذاری‌تان خراب شود و مجبور باشید بدهی‌هایتان را بپردازید.

۴.

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام

مالی

The debt-to-equity ratio.

The company's leverage ratio increased after taking on more debt.

نسبت اهرمی شرکت پس از گرفتن بدهی بیشتر افزایش یافت.

مترادف‌ها: gearing

۵.

اهرم عملیاتی، توان کسب بازده بالا با استفاده حداکثری از ظرفیت

کسب‌وکار

The ability to earn very high returns when operating at high-capacity utilization of a facility.

Their variable-cost-reducing investments have dramatically increased their leverage.

سرمایه‌گذاری‌های کاهش‌دهنده هزینه متغیرشان اهرم عملیاتی آن‌ها را به شدت افزایش داده است.

مترادف‌ها: operating leverage

فعل

سوم‌شخص مفرد
leverages
وجه وصفی حال
leveraging
گذشته ساده
leveraged
اسم مفعول
leveraged
۶.

استفاده کردن، بهره‌برداری کردن، سوءاستفاده کردن

گذراآمریکاییزبان عامیانهکسب‌وکار

To use or exploit something to take full advantage of it.

They plan to leverage the publicity into a good distribution agreement.

آنها قصد دارند از تبلیغات برای رسیدن به یک قرارداد توزیع خوب استفاده کنند.

مترادف‌ها: exploit، use

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه leverage را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.