دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی wary به فارسی
مواظب، محتاط، هشیار، با پروا، دست به عصا
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From the adjective ware + -y.
صفت
- صفت تفضیلی
- warier
- صفت عالی
- wariest
مواظب، محتاط، هشیار، با پروا، دست به عصا
Cautious of danger; carefully watching and guarding against deception, trickery, and dangers; suspiciously prudent.
He is wary of dogs.
او از سگها محتاط است.
مترادفها: circumspect، scrupulous، careful
محتاطانه، احتیاطآمیز
Characterized by caution; guarded; careful; on one's guard.
She cast a wary look at me.
نگاه محتاطانهای به من کرد.
مترادفها: cautious، guarded، careful، chary
اصطلاحها و عبارتها
be wary of (something)
مواظب (چیزی) بودن، (چیزی را) پاییدن، برحذر بودن
To be cautious and watchful about something.
You should be wary of strangers offering help.
باید از غریبههایی که پیشنهاد کمک میدهند برحذر باشی.
keep a wary eye on (something)
با احتیاط (چیزی را) پاییدن، دقیقا مواظب بودن
To watch something carefully and cautiously.
The teacher kept a wary eye on the noisy students.
معلم دقیقاً مواظب دانشآموزان پر سر و صدا بود.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From Middle English warrien, from Old English wierġan, meaning to curse.
فعل
- سومشخص مفرد
- waries
- وجه وصفی حال
- warying
- گذشته ساده
- waried
- اسم مفعول
- waried
نفرین کردن، دشنام دادن
To curse, revile.
He waried his enemies.
او دشمنانش را نفرین کرد.
عبارتهای مرتبط
- be wary of (something)
- مواظب (چیزی) بودن، (چیزی را) پاییدن، برحذر بودن
- keep a wary eye on (something)
- با احتیاط (چیزی را) پاییدن، دقیقا مواظب بودن
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه wary را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.