دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی workflow به فارسی
نرخ جریان کار
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From work + flow.
اسم
- جمع
- workflows
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
نرخ جریان کار
The flowrate at which a flow of work takes place.
The workflow increased after the new system was installed.
پس از نصب سیستم جدید، نرخ جریان کار افزایش یافت.
گردش کار، فرایند یا رویهای برای تکمیل وظایف
A process or procedure by which tasks are completed, often defined by a flowchart with actors, actions, results, decisions, and action paths.
The company redesigned its workflow to improve efficiency.
شرکت گردش کار خود را برای بهبود کارایی بازطراحی کرد.
واژههای همرده: workstream
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه workflow را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.