دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی whistle-blower به فارسی
کسی که یک مشکل یا تخلف را به مقامات گزارش میدهد؛ بهویژه، کارمند یا کارمند سابقی که تخلف کارفرما را گزارش میدهد.
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: whistleblower ؛ whistle blower
ریشهشناسی
From whistle + blower, referring to a police officer blowing a whistle on observing a violation.
اسم
- جمع
- whistle-blowers
کسی که یک مشکل یا تخلف را به مقامات گزارش میدهد؛ بهویژه، کارمند یا کارمند سابقی که تخلف کارفرما را گزارش میدهد.
One who reports a problem or violation to the authorities; especially, an employee or former employee who reports a violation by an employer.
The whistle-blower exposed the corruption in the government office.
فاشکننده خطاکاری فساد در اداره دولتی را افشا کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه whistle-blower را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.