دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی warhorse به فارسی
اسب جنگی، بهویژه اسبی که شوالیهای زرهپوش را حمل میکند
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From war + horse.
اسم
- جمع
- warhorses
- شمارشپذیری
- countable
اسب جنگی، بهویژه اسبی که شوالیهای زرهپوش را حمل میکند
Any horse used in horse-cavalry, especially one bearing an armoured knight.
The knight rode his warhorse into battle, armor clanking as they charged the enemy.
شوالیه با اسب جنگی خود به نبرد رفت و زرهش در حین هجوم به دشمن صدا میکرد.
واژههای خاصتر: charger، destrier
فرد باتجربه و کهنهکار، کسی که سالها در یک زمینه خدمت کرده است
An experienced person who has been through many battles, situations or contests; someone who has given long service.
He is a political warhorse who has served for decades.
او یک سیاستمدار کهنهکار است که دههها خدمت کرده است.
مترادفها: old hand، veteran، workhorse
اثر نمایشی یا موسیقایی که مرتباً بازاجرا میشود، مانند هملت یا سمفونی بتهوون؛ ممکن است دلالت بر کهنهشدن اثر داشته باشد
A regularly revived theatrical or musical work, as with Hamlet or a Beethoven symphony, or as excerpts thereto. May imply that the work in question has become hackneyed.
That Beethoven symphony is a warhorse of the concert hall.
آن سمفونی بتهوون یک اثر تکراری در سالن کنسرت است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه warhorse را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.