دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی worthwhile به فارسی

ارزشمند، ارزنده، سودمند، به‌صرفه، مفید، قابل صرف وقت

بریتانیایی: /ˌwɜːθˈwaɪl/ آمریکایی: /ˌwɝːθˈwaɪl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: worth while ؛ worthwile archaic

ریشه‌شناسی

From worth + while.

صفت

صفت تفضیلی
more worthwhile
صفت عالی
most worthwhile
۱.

ارزشمند، ارزنده، سودمند، به‌صرفه، مفید، قابل صرف وقت

Good and important enough to spend time, effort, or money on.

Doing volunteer work to help others is truly worthwhile.

انجام کار داوطلبانه برای کمک به دیگران واقعاً ارزشمند است.

a worthwhile activity

فعالیت ارزنده

مترادف‌ها: worth it

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه worthwhile را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.