دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی worthwhile به فارسی
ارزشمند، ارزنده، سودمند، بهصرفه، مفید، قابل صرف وقت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: worth while ؛ worthwile archaic
ریشهشناسی
From worth + while.
صفت
- صفت تفضیلی
- more worthwhile
- صفت عالی
- most worthwhile
ارزشمند، ارزنده، سودمند، بهصرفه، مفید، قابل صرف وقت
Good and important enough to spend time, effort, or money on.
Doing volunteer work to help others is truly worthwhile.
انجام کار داوطلبانه برای کمک به دیگران واقعاً ارزشمند است.
a worthwhile activity
فعالیت ارزنده
مترادفها: worth it
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه worthwhile را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.