دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی weakness به فارسی

ناتوانی، ضعف، سستی، بی‌استحکامی

بریتانیایی: /ˈwiːk.nəs/ آمریکایی: /ˈwiːk.nəs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: weakenes obsolete

ریشه‌شناسی

From Middle English wayknesse, from Old English wācnes, equivalent to weak + -ness.

اسم

جمع
weaknesses
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

ناتوانی، ضعف، سستی، بی‌استحکامی

uncountable

The condition of being weak.

In a small number of horses, muscle weakness may progress to paralysis.

در تعداد کمی از اسب‌ها، ضعف عضلانی ممکن است به فلج تبدیل شود.

مترادف‌ها: debility، frailty، powerlessness، vulnerability

متضادها: strength، durability، invincibility، powerfulness

۲.

عیب، کاستی، نقص

countable

An inadequate quality; fault.

His inability to speak in front of an audience was his weakness.

ناتوانی او در صحبت کردن در مقابل مخاطب نقطه‌ضعفش بود.

مترادف‌ها: fault، defect، flaw

متضادها: strength، forte

۳.

آنچه که نمی‌توان در مقابل آن مقاومت کرد، علاقه‌ی شدید

countable

A special fondness or obsessing desire.

She is an athlete who has a weakness for chocolate.

او یک ورزشکار است که نسبت به شکلات ضعف دارد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه weakness را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.