دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی wordplay به فارسی

بازی با لغات، ایهام، جناس

بریتانیایی: /ˈwɜːd.pleɪ/ آمریکایی: /ˈwɝːd.pleɪ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From word + play.

اسم

جمع
wordplays
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

بازی با لغات، ایهام، جناس

A humorous play on words; such plays on words collectively.

The comedian's wordplay made the audience laugh throughout the show.

بازی با لغات کمدین باعث شد که تماشاگران در طول نمایش بخندند.

مترادف‌ها: pun، quip

۲.

حاضرجوابی، واژه‌جنگی

A witty verbal exchange; such exchanges collectively.

The debate turned into clever wordplay between the two speakers.

مناظره به حاضرجوابی هوشمندانه‌ای بین دو سخنران تبدیل شد.

۳.

بخشی از راهنمای جدول که به راه‌حل اشاره می‌کند ولی آن را تعریف نمی‌کند

جدول کلمات متقاطع

The part of a cryptic clue that indicates but does not define the solution.

In cryptic crosswords, the wordplay often involves anagrams.

در جدول‌های کلمات متقاطع رمزی، بازی با کلمات اغلب شامل آناگرام است.

متضادها: definition

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه wordplay را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.