دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی workaday به فارسی
مناسب برای استفاده روزمره، هرروزی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: workyday obsolete
ریشهشناسی
From Middle English werkedei, from Old Norse virkr dagr.
صفت
- صفت تفضیلی
- more workaday
- صفت عالی
- most workaday
مناسب برای استفاده روزمره، هرروزی
Suitable for everyday use.
She wore workaday clothes to the office.
او لباس کار به اداره پوشید.
عادی، روزمره، معمولی
Mundane or commonplace.
She wanted to escape her workaday routine and travel the world.
او میخواست از زندگی روزمرهاش فرار کند و به سفر به دور دنیا بپردازد.
اسم
- جمع
- workadays
روز کاری
A workday.
The workaday began at dawn, and the plowmen toiled until dusk.
روز کاری از سپیدهدم آغاز میشد و کشاورزان تا غروب بهسختی کار میکردند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه workaday را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.