دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی welfare به فارسی
رفاه، بهروزی، بهزیستی، آسایش
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English welefare, from Old English wel faran (to fare well).
اسم
- جمع
- welfares
- شمارشپذیری
- uncountable
رفاه، بهروزی، بهزیستی، آسایش
Health, safety, happiness and prosperity; well-being in any respect.
the effects of climate on the welfare of man
تاثیر آب و هوا در بهزیستی بشر
parents seek the welfare of their children
والدین طالب سعادت فرزندان خود هستند.
اعانات، خیرات، کمک رفاهی دولت
Shortened form of welfare spending, welfare payments, or welfare assistance.
The government provides welfare to help families in need.
دولت برای کمک به خانوادههای نیازمند اعانات ارائه میکند.
مترادفها: welfare assistance، income support، public assistance، social security
فعل
- سومشخص مفرد
- welfares
- وجه وصفی حال
- welfaring
- گذشته ساده
- welfared
- اسم مفعول
- welfared
کمک رفاهی دادن، اعانه دادن
To provide with welfare or aid.
welfaring the poor
کمک رفاهی به فقرا
اصطلاحها و عبارتها
on welfare
دریافت کنندهی اعانات یا کمکهای رفاهی دولتی
Receiving financial assistance from the government due to low income or need.
She has been on welfare since losing her job.
او از زمانی که شغلش را از دست داده، کمک رفاهی دولتی دریافت میکند.
عبارتهای مرتبط
- on welfare
- دریافت کنندهی اعانات یا کمکهای رفاهی دولتی
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه welfare را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.