دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی welfare به فارسی

رفاه، بهروزی، بهزیستی، آسایش

بریتانیایی: /ˈwel.feər/ آمریکایی: /ˈwel.fer/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English welefare, from Old English wel faran (to fare well).

اسم

جمع
welfares
شمارش‌پذیری
uncountable
۱.

رفاه، بهروزی، بهزیستی، آسایش

Health, safety, happiness and prosperity; well-being in any respect.

the effects of climate on the welfare of man

تاثیر آب و هوا در بهزیستی بشر

parents seek the welfare of their children

والدین طالب سعادت فرزندان خود هستند.

۲.

اعانات، خیرات، کمک رفاهی دولت

آمریکاییعامیانه

Shortened form of welfare spending, welfare payments, or welfare assistance.

The government provides welfare to help families in need.

دولت برای کمک به خانواده‌های نیازمند اعانات ارائه می‌کند.

مترادف‌ها: welfare assistance، income support، public assistance، social security

فعل

سوم‌شخص مفرد
welfares
وجه وصفی حال
welfaring
گذشته ساده
welfared
اسم مفعول
welfared
۳.

کمک رفاهی دادن، اعانه دادن

گذرا

To provide with welfare or aid.

welfaring the poor

کمک رفاهی به فقرا

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

on welfare

۴.

دریافت کننده‌ی اعانات یا کمک‌های رفاهی دولتی

آمریکاییعامیانه

Receiving financial assistance from the government due to low income or need.

She has been on welfare since losing her job.

او از زمانی که شغلش را از دست داده، کمک رفاهی دولتی دریافت می‌کند.

عبارت‌های مرتبط

on welfare
دریافت کننده‌ی اعانات یا کمک‌های رفاهی دولتی

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه welfare را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.