دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی justification به فارسی

توجیه، دلیل، بهانه‌ی موجه

بریتانیایی: /ˌdʒʌs.tɪ.fɪˈkeɪ.ʃən/ آمریکایی: /ˌdʒʌs.tə.fəˈkeɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French justification, from Late Latin iustificatio, from iustificare.

اسم

جمع
justifications
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

توجیه، دلیل، بهانه‌ی موجه

countable

A reason, explanation, or excuse that provides convincing, morally acceptable support for behavior or a belief.

They gave no justification for what they did.

آنان علت اعمال خود را ذکر نکردند.

۲.

بخشش گناه، تبرئه

uncountableمسیحیت

The forgiveness of sin.

Justification by faith is a central doctrine.

بخشش گناه از طریق ایمان یک آموزه‌ی اصلی است.

۳.

هم‌ترازی متن به حاشیه چپ، راست یا هر دو حاشیه

uncountableچاپ

The alignment of text to the left margin, right margin, or both margins.

The editor adjusted the justification of the text.

ویرایشگر هم‌ترازی متن را تنظیم کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه justification را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.