دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی journal به فارسی
دفتر رویدادهای روزانه، دفترچهی خاطرات (روزانه)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
شکلهای دیگر: journall obsolete
ریشهشناسی
From Middle English, from Anglo-Norman jurnal, from Old French jornel, from Latin diurnālis.
اسم
- جمع
- journals
دفتر رویدادهای روزانه، دفترچهی خاطرات (روزانه)
A diary or daily record of a person, organization, vessel, etc.; daybook.
I kept a journal during my visit to Japan.
طی سفرم در ژاپن خاطرات خود را یادداشت میکردم.
مترادفها: daybook، diary
روزنامه، نشریه، مجله
A newspaper or magazine dealing with a particular subject.
My sons read medical journals.
پسران من مجلات پزشکی میخوانند.
دفتر روزنامه (حسابداری)
A chronological record of payments or receipts.
The accountant recorded all the transactions in the journal.
حسابدار تمام معاملات را در دفتر روزنامه ثبت کرد.
سیاهه، گزارش تغییرات
A chronological record of changes made to a database or other system; a log.
The system maintains a journal of all file modifications.
سیستم یک سیاهه از تمام تغییرات فایلها نگهداری میکند.
یاتاقان گرد، سر محور
The part of a rotating shaft that rests on the bearing.
The engineer inspected the journal to ensure it was properly lubricated.
مهندس یاتاقان گرد را بررسی کرد تا از روانکاری صحیح آن اطمینان حاصل کند.
فعل
- سومشخص مفرد
- journals
- وجه وصفی حال
- journaling، journalling
- گذشته ساده
- journaled، journalled
- اسم مفعول
- journaled، journalled
ثبت کردن، بایگانی کردن
To archive or record something.
She journals her thoughts every evening.
او هر شب افکارش را ثبت میکند.
کلاژ کردن، در آلبوم چسباندن
To scrapbook.
She enjoys journaling with photos and mementos.
او از کلاژ کردن با عکسها و یادگاریها لذت میبرد.
در یاتاقان گرد قرار دادن
To insert (a shaft, etc.) in a journal bearing.
The mechanic journaled the new shaft carefully.
مکانیک محور جدید را با دقت در یاتاقان گرد قرار داد.
صفت
روزانه
Daily.
The journal task had to be done each day before noon.
وظیفهٔ روزانه باید هر روز قبل از ظهر انجام میشد.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From French journal. Doublet of diurnal.
اسم
- جمع
- journaux
میزان زمینی که در یک روز میتوان کشت کرد
The amount of land that can be worked in a day.
The farmer measured his field in journaux.
کشاورز زمین خود را بر حسب ژورنو اندازهگیری کرد.
مدخل ۳
ریشهشناسی
Unknown, possibly from Scots; perhaps from chirnel, from kernel.
اسم
- جمع
- journals
یاتاقان گرد، سر محور
The part of a shaft or axle that rests on bearings.
The journal of the axle was worn out.
یاتاقان گرد محور فرسوده شده بود.
فعل
- سومشخص مفرد
- journals
- وجه وصفی حال
- journaling، journalling
- گذشته ساده
- journaled، journalled
- اسم مفعول
- journaled، journalled
در یاتاقان گرد قرار دادن
To insert (a shaft, an axle, etc.) into a journal bearing.
The technician journaled the axle carefully.
تکنسین محور را با دقت در یاتاقان گرد قرار داد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه journal را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.