دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی jihad به فارسی

جهاد، جنگ مقدس مسلمانان

بریتانیایی: /dʒəˈhæd/ آمریکایی: /dʒəˈhæd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: jehad

ریشه‌شناسی

From Arabic جِهَاد (jihād, 'struggle; effort').

اسم

جمع
jihads
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

جهاد، جنگ مقدس مسلمانان

اسلام

A holy war undertaken by Muslims.

They declared a jihad against the invaders.

آنها علیه مهاجمان جهاد اعلام کردند.

۲.

جهاد اکبر، مبارزه شخصی با نفس

اسلامالهیات

A personal spiritual struggle for self-improvement and/or against evil.

The greater jihad is the struggle within oneself.

جهاد اکبر مبارزه با نفس است.

۳.

کارزار تهاجمی برای یک ایده

An aggressive campaign for an idea.

The company launched a jihad against its competitors.

شرکت کارزاری تهاجمی علیه رقبای خود به راه انداخت.

فعل

سوم‌شخص مفرد
jihads
وجه وصفی حال
jihading
گذشته ساده
jihaded
اسم مفعول
jihaded
۴.

جهاد کردن، در جهاد شرکت کردن

To participate in a jihad.

They went abroad to jihad.

آنها برای جهاد به خارج رفتند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه jihad را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.