دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی jeopardy به فارسی
خطر، مخاطره، سیج، ورطه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French jeu parti, meaning an even game or chance.
اسم
- جمع
- jeopardies
- شمارشپذیری
- uncountable
خطر، مخاطره، سیج، ورطه
Danger of failure, harm, or loss.
The poor condition of the vehicle put its occupants in constant jeopardy.
وضعیت نامناسب خودرو سرنشینان آن را در معرض خطر دائمی قرار داد.
مترادفها: peril، risk
در معرض محکومیت و مجازات بودن
The risk of being convicted and punished.
The defendant was in jeopardy of being convicted and punished.
متهم در معرض محکومیت و مجازات قرار داشت.
فعل
- سومشخص مفرد
- jeopardies
- وجه وصفی حال
- jeopardying
- گذشته ساده
- jeopardied
- اسم مفعول
- jeopardied
به خطر انداختن، به مخاطره انداختن
To jeopardize; to endanger.
His recklessness jeopardy the entire expedition.
خدای شتابزدگی او کلِیةِ مأموریت را به خطر میاندازد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه jeopardy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.