دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی jeopardy به فارسی

خطر، مخاطره، سیج، ورطه

بریتانیایی: /ˈdʒep.ə.di/ آمریکایی: /ˈdʒep.ɚ.di/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old French jeu parti, meaning an even game or chance.

اسم

جمع
jeopardies
شمارش‌پذیری
uncountable
۱.

خطر، مخاطره، سیج، ورطه

Danger of failure, harm, or loss.

The poor condition of the vehicle put its occupants in constant jeopardy.

وضعیت نامناسب خودرو سرنشینان آن را در معرض خطر دائمی قرار داد.

مترادف‌ها: peril، risk

۲.

در معرض محکومیت و مجازات بودن

حقوق

The risk of being convicted and punished.

The defendant was in jeopardy of being convicted and punished.

متهم در معرض محکومیت و مجازات قرار داشت.

فعل

سوم‌شخص مفرد
jeopardies
وجه وصفی حال
jeopardying
گذشته ساده
jeopardied
اسم مفعول
jeopardied
۳.

به خطر انداختن، به مخاطره انداختن

گذراقدیمی

To jeopardize; to endanger.

His recklessness jeopardy the entire expedition.

خدای شتابزدگی او کلِیةِ مأموریت را به خطر می‌اندازد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه jeopardy را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.