دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی jurisdiction به فارسی

صلاحیت قضایی، دادرسی، دادوری، رسیدگی به امور قضایی

بریتانیایی: /ˌdʒʊə.rɪsˈdɪk.ʃən/ آمریکایی: /ˌdʒʊr.ɪsˈdɪk.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin iūrisdictiō.

اسم

جمع
jurisdictions
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

صلاحیت قضایی، دادرسی، دادوری، رسیدگی به امور قضایی

The power, right, or authority to interpret and apply the law.

The court has jurisdiction over cases involving family law.

دادگاه صلاحیت رسیدگی به پرونده‌های مربوط به حقوق خانواده را دارد.

مترادف‌ها: power

۲.

اختیار، قدرت، صلاحیت، اقتدار

The power or right to exercise authority.

The local police have jurisdiction over crimes committed within the city limits.

پلیس محلی اختیار رسیدگی به جرایمی که در محدوده شهر رخ می‌دهند را دارد.

۳.

صلاحیت قانونی، اختیار قانونی

The power or right to perform some action as part of applying the law.

Ordinary courts have no jurisdiction over foreign diplomats.

دادگاه‌های معمولی صلاحیت قانونی نسبت به دیپلمات‌های خارجی ندارند.

۴.

قلمرو قوانین، حاکمیت قانونی

The authority of a sovereign power to govern or legislate.

Territory subject to the jurisdiction of Canada.

سرزمینی که تابع قوانین کشور کانادا است.

۵.

حوزه‌ی قضایی، قلمرو دادگاه، حوزه‌ی اختیارات

The limits or territory within which authority may be exercised.

That area does not fall within my jurisdiction.

آن زمینه از حوزه‌ی اختیارات من خارج است.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

come within (or fall outside) somebody's jurisdiction

۶.

داخل (یا خارج از) حوزه‌ی اختیارات کسی بودن

To be within (or outside) the scope of someone's authority.

This matter does not come within my jurisdiction.

این موضوع در حوزه‌ی اختیارات من نیست.

عبارت‌های مرتبط

come within (or fall outside) somebody's jurisdiction
داخل (یا خارج از) حوزه‌ی اختیارات کسی بودن

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه jurisdiction را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.