دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی judgmental به فارسی
قضاوتی، وابسته به قضاوت، داورانه، دادرسانه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: judgemental UK
ریشهشناسی
From judgment + -al.
صفت
- صفت تفضیلی
- more judgmental
- صفت عالی
- most judgmental
قضاوتی، وابسته به قضاوت، داورانه، دادرسانه
Of or relating to judgment.
She can be very judgmental about other people's choices.
او میتواند دربارهٔ انتخابهای دیگران بسیار قضاوتی باشد.
اهل قضاوت، تمایل به قضاوت کوتهفکرانه دربارهٔ دیگران
Inclined to rashly pass judgment; critical.
Don't be so judgmental about others!
اینقدر دربارهٔ دیگران داوری نکن!
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه judgmental را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.