دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی judgmental به فارسی

قضاوتی، وابسته به قضاوت، داورانه، دادرسانه

بریتانیایی: /dʒʌdʒˈmen.təl/ آمریکایی: /dʒʌdʒˈmen.t̬əl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: judgemental UK

ریشه‌شناسی

From judgment + -al.

صفت

صفت تفضیلی
more judgmental
صفت عالی
most judgmental
۱.

قضاوتی، وابسته به قضاوت، داورانه، دادرسانه

Of or relating to judgment.

She can be very judgmental about other people's choices.

او می‌تواند دربارهٔ انتخاب‌های دیگران بسیار قضاوتی باشد.

۲.

اهل قضاوت، تمایل به قضاوت کوته‌فکرانه دربارهٔ دیگران

Inclined to rashly pass judgment; critical.

Don't be so judgmental about others!

اینقدر دربارهٔ دیگران داوری نکن!

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه judgmental را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.