دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی justifiable به فارسی

توجیه‌پذیر، قابل توجیه، موجه

بریتانیایی: /ˈdʒʌs.tɪ.faɪ.ə.bəl/ آمریکایی: /ˈdʒʌs.tə.faɪ.ə.bəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French justifiable, from justify + -able.

صفت

صفت تفضیلی
more justifiable
صفت عالی
most justifiable
۱.

توجیه‌پذیر، قابل توجیه، موجه

That can be justified.

His actions were justifiable under the circumstances.

اقدامات او در این شرایط قابل توجیه بود.

مترادف‌ها: defensible، excusable

متضادها: unjustifiable

۲.

قابل توجیه (در حقوق، عملی غیرقانونی و عمدی که با این حال قابل سرزنش نیست)

حقوق

Describing an illegal and intentional act that is nevertheless not blameworthy, for example because its positive consequences outweighed the bad.

The court ruled it a justifiable homicide.

دادگاه آن را قتل قابل توجیه تشخیص داد.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه justifiable را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.