دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی jaded به فارسی

خسته، وامانده، دلزده

بریتانیایی: /dʒeɪdɪd/ آمریکایی: /dʒeɪdɪd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

صفت

۱.

خسته، وامانده، دلزده

Tired, fatigued; dulled by overuse or overindulgence.

After working long hours for several weeks, she felt completely jaded.

بعد از کار کردن طولانی مدت برای چندین هفته، او کاملاً خسته وامانده بود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه jaded را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.