دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی jump-start به فارسی
استارت زدن، (اتومبیل را) با وصل کردن باطری اتومبیل دیگر روشن کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: jumpstart ؛ jump start
ریشهشناسی
From jump + start.
فعل
- سومشخص مفرد
- jump-starts
- وجه وصفی حال
- jump-starting
- گذشته ساده
- jump-started
- اسم مفعول
- jump-started
استارت زدن، (اتومبیل را) با وصل کردن باطری اتومبیل دیگر روشن کردن
To start a motor vehicle by passing an electrical current from a charged battery to the discharged battery.
I had to jump-start my car this morning because the battery was dead.
من امروز صبح مجبور شدم ماشینم را استارت بزنم چون باطری آن خراب شده بود.
مترادفها: boost
دوباره راه انداختن، احیا کردن
To reactivate or rejuvenate.
Giving a really good speech at the convention could jump-start her political career.
سخنرانی بسیار خوب در کنوانسیون میتواند حرفه سیاسی او را دوباره راه بیندازد.
مترادفها: boost، reactivate، kick start
اسم
- جمع
- jump-starts
استارت زدن، روشن کردن اتومبیل با باطری کمکی
The process or result of jump-starting a motor vehicle.
Could you give me a jump-start?
میتوانی به من استارت بزنی؟
شروع نادرست
A false start.
The runner was penalized for a jump-start.
دونده به خاطر شروع زودهنگام جریمه شد.
مترادفها: false start، flier، flyer
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه jump-start را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.