دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی jump-start به فارسی

استارت زدن، (اتومبیل را) با وصل کردن باطری اتومبیل دیگر روشن کردن

بریتانیایی: /ˈdʒʌmp.stɑːt/ آمریکایی: /ˈdʒʌmp.stɑːrt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: jumpstart ؛ jump start

ریشه‌شناسی

From jump + start.

فعل

سوم‌شخص مفرد
jump-starts
وجه وصفی حال
jump-starting
گذشته ساده
jump-started
اسم مفعول
jump-started
۱.

استارت زدن، (اتومبیل را) با وصل کردن باطری اتومبیل دیگر روشن کردن

گذرا

To start a motor vehicle by passing an electrical current from a charged battery to the discharged battery.

I had to jump-start my car this morning because the battery was dead.

من امروز صبح مجبور شدم ماشینم را استارت بزنم چون باطری آن خراب شده بود.

مترادف‌ها: boost

۲.

دوباره راه انداختن، احیا کردن

گذرا

To reactivate or rejuvenate.

Giving a really good speech at the convention could jump-start her political career.

سخنرانی بسیار خوب در کنوانسیون می‌تواند حرفه سیاسی او را دوباره راه بیندازد.

مترادف‌ها: boost، reactivate، kick start

اسم

جمع
jump-starts
۳.

استارت زدن، روشن کردن اتومبیل با باطری کمکی

The process or result of jump-starting a motor vehicle.

Could you give me a jump-start?

می‌توانی به من استارت بزنی؟

۴.

شروع نادرست

ورزشی

A false start.

The runner was penalized for a jump-start.

دونده به خاطر شروع زودهنگام جریمه شد.

مترادف‌ها: false start، flier، flyer

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه jump-start را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.