دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی jumpstart به فارسی
شکل دیگر jump-start، استارت زدن با اتصال باتری
بریتانیایی: /ˈdʒʌmpstɑːt/ آمریکایی: /ˈdʒʌmpstɑːrt/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From jump + start.
اسم
- جمع
- jumpstarts
- شمارشپذیری
- countable
۱.
شکل دیگر jump-start، استارت زدن با اتصال باتری
Alternative form of jump-start.
He gave the car a jumpstart.
او ماشین را با اتصال باتری استارت زد.
فعل
- سومشخص مفرد
- jumpstarts
- وجه وصفی حال
- jumpstarting
- گذشته ساده
- jumpstarted
- اسم مفعول
- jumpstarted
۲.
شکل دیگر jump-start، استارت زدن با اتصال باتری
گذرا
Alternative form of jump-start.
He jumpstarted the car.
او ماشین را با اتصال باتری استارت زد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه jumpstart را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.