دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی judicious به فارسی
عاقل، دارای قضاوت درست، مدبر، باتدبیر، بادرایت
بریتانیایی: /dʒuːˈdɪʃ.əs/ آمریکایی: /dʒuːˈdɪʃ.əs/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French judicieux, from Latin iudico.
صفت
- صفت تفضیلی
- more judicious
- صفت عالی
- most judicious
۱.
عاقل، دارای قضاوت درست، مدبر، باتدبیر، بادرایت
Having, characterized by, or done with good judgment or sound thinking.
a judicious man
مردی دارای عقل سلیم
his judicious investments made him rich
سرمایهگذاریهای عاقلانه او را پولدار کرد.
مترادفها: sagacious
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه judicious را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.