دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی contravene به فارسی
تخطی کردن، سرپیچی کردن، زیر پا گذاشتن، نقض کردن (قانون یا مقررات)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French contravenir, from Latin contraveniō.
فعل
- سومشخص مفرد
- contravenes
- وجه وصفی حال
- contravening
- گذشته ساده
- contravened
- اسم مفعول
- contravened
تخطی کردن، سرپیچی کردن، زیر پا گذاشتن، نقض کردن (قانون یا مقررات)
To act contrary to an order; to fail to conform to a regulation or obligation.
to contravene a law
قانون را زیر پا گذاشتن
actions contravening ethical principles
کارهایی که با اصول اخلاقی مغایرت دارد.
رد کردن، نفی کردن، مخالفت کردن (در بحث)
To deny the truth of something.
The defendant attempted to contravene the prosecutor’s allegation by insisting that the facts were misrepresented.
متهم سعى کرد ادعای دادستان را نقض کند و اصرار داشت که واقعیتها تحریف شدهاند.
مترادفها: contradict، controvert، dispute، gainsay
اصطلاحها و عبارتها
contravention
زیرپاگذاری، نقض، سرپیچی، تخطی
The act of violating a law, rule, or agreement.
مخالفت، رد کردن، نفی
Opposition or denial in argument.
This action was in contravention of the U.N. charter.
این عمل خلاف منشور سازمان ملل متحد بود.
عبارتهای مرتبط
- contravention
- زیرپاگذاری، نقض، سرپیچی، تخطی
- contravention
- مخالفت، رد کردن، نفی
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه contravene را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.