دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی contravene به فارسی

تخطی کردن، سرپیچی کردن، زیر پا گذاشتن، نقض کردن (قانون یا مقررات)

بریتانیایی: /ˌkɒn.trəˈviːn/ آمریکایی: /ˌkɑːn.trəˈviːn/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French contravenir, from Latin contraveniō.

فعل

سوم‌شخص مفرد
contravenes
وجه وصفی حال
contravening
گذشته ساده
contravened
اسم مفعول
contravened
۱.

تخطی کردن، سرپیچی کردن، زیر پا گذاشتن، نقض کردن (قانون یا مقررات)

گذرا

To act contrary to an order; to fail to conform to a regulation or obligation.

to contravene a law

قانون را زیر پا گذاشتن

actions contravening ethical principles

کارهایی که با اصول اخلاقی مغایرت دارد.

مترادف‌ها: breach، break، infringe، violate

۲.

رد کردن، نفی کردن، مخالفت کردن (در بحث)

گذرامنسوخ

To deny the truth of something.

The defendant attempted to contravene the prosecutor’s allegation by insisting that the facts were misrepresented.

متهم سعى کرد ادعای دادستان را نقض کند و اصرار داشت که واقعیت‌ها تحریف شده‌اند.

مترادف‌ها: contradict، controvert، dispute، gainsay

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

contravention

۳.

زیرپاگذاری، نقض، سرپیچی، تخطی

The act of violating a law, rule, or agreement.

۴.

مخالفت، رد کردن، نفی

Opposition or denial in argument.

This action was in contravention of the U.N. charter.

این عمل خلاف منشور سازمان ملل متحد بود.

عبارت‌های مرتبط

contravention
زیرپاگذاری، نقض، سرپیچی، تخطی
contravention
مخالفت، رد کردن، نفی

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه contravene را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.