دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی contributory به فارسی
مربوط به مشارکت یا کمک
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English contributarie, from con- + tributarie after Middle French contributaire.
صفت
- صفت تفضیلی
- more contributory
- صفت عالی
- most contributory
مربوط به مشارکت یا کمک
Of, pertaining to, or involving a contribution.
The contributory funds helped build the new school.
بودجههای اهدایی به ساخت مدرسه جدید کمک کرد.
منجر شونده، کمک کننده
Tending to contribute to a result.
contributory factors
عوامل کمک کننده
خراجگزار، باجدهنده
Paying tribute, tributary.
The contributory realm paid its annual tribute to the suzerain, maintaining a fragile peace.
قلمروِ خراجگذار با پرداختِ باجِ سالانه به فرمانروای تابع، صلحی شکننده را حفظ میکرد.
اسم
- جمع
- contributories
شخص یا چیزی که مشارکت میکند
A person or thing that contributes.
She was a contributory member of the charity organization, donating money regularly.
او یک عضو اهدا کننده در سازمان خیریه بود و به طور مرتب پول اهدا میکرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه contributory را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.