دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی violate به فارسی
تخطی کردن، نقض کردن، زیر پا گذاشتن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin violatus, past participle of violare, from vis meaning strength or force.
فعل
- سومشخص مفرد
- violates
- وجه وصفی حال
- violating
- گذشته ساده
- violated
- اسم مفعول
- violated
تخطی کردن، نقض کردن، زیر پا گذاشتن
To break or disregard a rule or convention.
Drinking-and-driving violates the law.
نوشیدن و رانندگی قانون را نقض میکند.
متضادها: comply، obey
تجاوز به عنف کردن، مرتکب زنای به زور شدن
To rape.
He was convicted for violating a woman.
او به جرم تجاوز به یک زن محکوم شد.
به دلیل نقض آزادی مشروط استناد کردن
To cite someone for a parole violation.
The officer violated him for missing curfew.
مأمور او را به دلیل نقض مقررات منع رفت و آمد جریمه کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه violate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.