دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی violate به فارسی

تخطی کردن، نقض کردن، زیر پا گذاشتن

بریتانیایی: /ˈvaɪ.ə.leɪt/ آمریکایی: /ˈvaɪ.ə.leɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin violatus, past participle of violare, from vis meaning strength or force.

فعل

سوم‌شخص مفرد
violates
وجه وصفی حال
violating
گذشته ساده
violated
اسم مفعول
violated
۱.

تخطی کردن، نقض کردن، زیر پا گذاشتن

گذرا

To break or disregard a rule or convention.

Drinking-and-driving violates the law.

نوشیدن و رانندگی قانون را نقض می‌کند.

متضادها: comply، obey

۲.

تجاوز به عنف کردن، مرتکب زنای به زور شدن

گذرا

To rape.

He was convicted for violating a woman.

او به جرم تجاوز به یک زن محکوم شد.

۳.

به دلیل نقض آزادی مشروط استناد کردن

گذرازندان عامیانه

To cite someone for a parole violation.

The officer violated him for missing curfew.

مأمور او را به دلیل نقض مقررات منع رفت و آمد جریمه کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه violate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.