دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی violation به فارسی
تخطی، تخلف، زیر پا گذاری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French violation, from Latin violatio, from violare.
اسم
- جمع
- violations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
تخطی، تخلف، زیر پا گذاری
The act or an instance of violating or the condition of being violated.
a violation of the law
زیر پا گذاشتن قانون
مترادفها: transgression، desecration
متضادها: compliance، obedience
نقض، تخلف از قانون
An infraction or a failure to follow a rule.
violation of promises
نقض عهدها، قولشکنیها
تجاوز جنسی، زنای به عنف
Rape; sexual activity forced on another person without their consent.
The victim reported the violation to the police immediately.
قربانی بلافاصله تجاوز جنسی را به پلیس گزارش داد.
توهین شدید، بیحرمتی
An insult, especially a severe one.
Nahh saying that to bro is actually a violation.
نه، گفتن این به رفیق واقعاً توهینه.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه violation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.