دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی violation به فارسی

تخطی، تخلف، زیر پا گذاری

بریتانیایی: /ˌvaɪ.əˈleɪ.ʃən/ آمریکایی: /ˌvaɪ.əˈleɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French violation, from Latin violatio, from violare.

اسم

جمع
violations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

تخطی، تخلف، زیر پا گذاری

The act or an instance of violating or the condition of being violated.

a violation of the law

زیر پا گذاشتن قانون

مترادف‌ها: transgression، desecration

متضادها: compliance، obedience

۲.

نقض، تخلف از قانون

An infraction or a failure to follow a rule.

violation of promises

نقض عهدها، قول‌شکنی‌ها

۳.

تجاوز جنسی، زنای به عنف

کنایه‌آمیز

Rape; sexual activity forced on another person without their consent.

The victim reported the violation to the police immediately.

قربانی بلافاصله تجاوز جنسی را به پلیس گزارش داد.

۴.

توهین شدید، بی‌حرمتی

زبان عامیانه

An insult, especially a severe one.

Nahh saying that to bro is actually a violation.

نه، گفتن این به رفیق واقعاً توهینه.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه violation را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.