دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی violence به فارسی
شدت، حدت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English violence, from Old French, from Latin violentia.
اسم
- جمع
- violences
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
شدت، حدت
Extreme force.
The violence of the storm was awesome.
شدت طوفان حیرتانگیز بود.
واژههای عامتر: force
خشونت، پرخاشگری، عمل خشونتآمیز
Physical action which causes destruction, harm, pain, or suffering.
We try to avoid violence in resolving conflicts.
ما سعی میکنیم در حل اختلافات از خشونت پرهیز کنیم.
متضادها: peace، nonviolence
آشوب، بلوا، نزاع گسترده
Widespread fighting.
Violence between the government and the rebels continues.
خشونت بین دولت و شورشیان ادامه دارد.
بیعدالتی، ظلم
Injustice, wrong.
The translation does violence to the original novel.
ترجمه به رمان اصلی بیعدالتی میکند.
فعل
- سومشخص مفرد
- violences
- وجه وصفی حال
- violencing
- گذشته ساده
- violenced
- اسم مفعول
- violenced
خشونت به کار بردن، مورد خشونت قرار دادن
To subject to violence.
They violenced the prisoners.
آنان زندانیان را مورد خشونت قرار دادند.
اصطلاحها و عبارتها
do violence too
آسیب رساندن، زیان رساندن، صدمه زدن
To harm or damage something, especially something abstract like beauty or truth.
those ugly tall buildings do violence to the beauty of Esfahan
آن ساختمانهای زشت و بلند به زیبایی اصفهان لطمه میزنند.
عبارتهای مرتبط
- do violence too
- آسیب رساندن، زیان رساندن، صدمه زدن
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه violence را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.